خرید بک لینک
از خروس خون خروس تا چه چه قوباقه های شب حمالی . اخرشم ... برای کرایمم باید گدایی کنم . ی چیزی یادم دادن بگو شکر . منم می گم شکر . خیلی خوبه آدم رو به خریت وا می داره . اخر شبم که همه می خوابن یاد گروندریسه های کارل مارکس می افتم . ی کاغذ لاشی . ی خود کار درب وداغون وفنر در رفته . با ی زیر دستی و نور لامپ . بالشم می ذارم پشتم و تکیه می دم به دیوار و شروع می کنم به شلاغ زدن کاغذ . درد این نامردی ناعدالتی و جرم کشتن انسان و خریت دانشمندان و سکوت پژوهشگران و کم کاری و بی عقلی عاقلان رو کاغذ بی گناه باید جور بکشه . همچین بی گناه هم نیست . شریک جرمه . از وقتی کاغذ اومد و علم و تکنولوژی اومد همه چیز سرد شد . و یخ بندان و آخرش مرگ انسان . ان جایی که ما آدم ها هم دیگر را فراموش می کنیم . یعنی ادمیت هم را فراموش م کنیم . دختری که عشقش را به پول به زندگی به تحصیل می فروشد . پسری که عشقش را به هوس . غیرتش را هوای نفس و زندگی وعشقش را به پول و زیبایی و لذت فانی می فروشد . و کلا همه داد وستد می کنیم همه چیزمان را . چیزهایی داد و ستد می کنیم که ارزششان به غیر قابل فروش بودنشان است . چیز هایی

برچسب: نویسنده: پویا اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 16:18

صفحه بندی